هنگامی که در مورد شرکت در آموزش ضمن خدمت فکر می کنیم، اغلب کارکنان چند پرسش مطرح می کنند؛ برای انجام کارم چه چیزی را باید بدانم؟ و چه چیزی را نباید بدانم؟ چه دانش و مهارت هایی را برای انجام ماهرانه کارم نیاز دارم؟ و در کدام یک از آنها نیاز به پیشرفت بیشتری دارد؟
حتی اگر این پرسش ها به درستی پاسخ داده شوند، شرکت در دوره آموزشی می تواند زمان مفید کارکنان را هدر داده و منابع آموزشی را محدود کند. بدون نظام آموزشی، شناسایی نیازهای آموزشی و ارزیابی دقیق از نیازها، آموزش ها اثربخشی لازم را ندارند.
در شکایت های پیرامون آموزش بارها این جمله ها از کارکنان شنیده می شود که: «جالب بود، اما در کارم کاربرد ندارد و مطالب آموزشی ارتباطی با وظایف شغلی من نداشت»؛ « بسیار ساده بود، چیز جدیدی یاد نگرفتم و مطالب برای من تکراری بود». « بهتر بود وقتم را در محل کارم یا دفترم می گذراندم؛ و.. ؛ به هر حال می توان نتیجه گرفت نظام آموزشی برای افزایش شایبستگی فراگیران (کارکنان) مؤثر نبوده است.
شکست در برنامه ریزی دقیق آموزشی، بخصوص عدم تشخیص دقیق نیازهای آموزش فردی از عواملی هستند که باعث تضعیف کیفیت و اثربخشی آموزش ضمن خدمت می گردند و از اثر مثبت آموزش روی عملکرد شغلی و نتایج سازمانی جلوگیری می کنند. سایر عوامل عبارتند از:
- بسیاری از کارکنان استخدام شده برای کار در سازمان ها و شرکت ها، آمادگی مناسبی برای انجام وظایف شغل خود را ندارند و عمدتاً از دامنه و پیچیدگی شغل خود بی اطلاع هستند و حتی دانش ابتدایی ارزش های انجام کار در یک بخش دولتی و یا خصوصی را ندارند. کارکنان استخدام شده در جایگاه های سرپرستی یا مدیریتی اغلب آموزش یا تجربه قبلی در زمینه فن آوری مدیریتی را ندارند.
- به محض بکارگیری کارکنان، اغلب کارهای زیادی بر عهده آنها گذاشته می شود و شاید خدماتی را در طول خدمت خود ارائه نمایند، قبل از اینکه آموزش های مرتبط برای انجام وظایف را طی نمایند و همچنین اغلب سرپرستان و مدیران هیچ گونه آموزشی را حتی مهارت های مدیریتی نمی بینند.
- استانداردسازی سخت ( انعطاف ناپذیر) یا دیدگاه « یک لباس اندازه همه است» در آموزش، در برابر تنوع نیازهای کارکنان که در هر سازمان پیچیده ای وجود دارد، شکست می خورد. نیارهای آموزشی فردی به دلیل تفاوت های کارهای محوله شغلی و برنامه کاری، نیازها و خصوصیات منحصر به فرد هر یک از سازمان ها در خدمت رسانی، ترکیب اجتماعی، جغرافیایی و فرهنگی سازمان ها، مدرک تحصیلی و تحصیلات، آموزش و تجارب شغلی قبلی کارکنان، با هم متفاوت است.
- اجباری کردن تمام آموزش ها بدون تشویق مشارکت یادگیرندگان در ارزیابی نیازها و نیز برنامه ریزی برای پیشرفت خود، موجب افزایش شدید مقاومت در برابر آموزش، کاهش سرمایه در آموزش، کاهش انگیزه و...می گردد.
- نبود استانداردهای رسمی و فرایندهای کنترل کیفیت برای فرآیند آموزش،مربیان و دروس آموزشی می تواند اثربخشی آموزش را تضعیف کند و ارزیابی و ممیزی خدمات آموزشی را با مشکل مواجه سازد.
- بدون نظام های رسمی برای ترویج و پیشبرد انتقال آموزش( یاددهی و یادگیری) معمولا آنچه آموزش داده می شود، هرگز در شغل مورد نظر استفاده نخواهد شد.
- و...
نظام جامع « آموزش ضمن خدمت شایستگی محور» برای رفع این مشکلات و سایر چالش های آموزش سازمانی ارائه شده است. تلاش های « CCBIT» برای ارائه "آموزش مناسب" به افراد مناسب" و در "زمان مناسب" است.
ادامه دارد.....
آموزش و توسعه منابع انسانی...
ما را در سایت آموزش و توسعه منابع انسانی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 191 تاريخ: يکشنبه 4 آذر 1397 ساعت: 15:05