1) عدم پیش بینی ردیف بودجه ای مستقل جهت آموزش و توسعه منابع انسانی
2) سطحی نگری عدم اعتقاد و باور تعدادی از مدیران سطوع عالی دستگاه ها به آموزش بعنوان سرمایه گذاری مفید
3) عدم دسترسی به امکانات و تجهیزات نرم افزاری و سخت افزاری لازم در دستگاه ها جهت اجرای آموز شها ( بخصوص آموزش های الکترونیکی).
4) به دلیل عدم برخورد علمی مناسب با دوره ها ، شمار زیادی از کارکنان با هدف کسب گواهی پایان دوره آموزشی برای استفاده از مزایای آن در دوره ها شرکت می کنند نه رفع نیاز دانشی ، مهارتی و رفتاری خویش یا افزایش بهره وری خود و سازمان.
5) عدم تربیت کارشناسان متخصص و توانمند در امر برنامه ریزی آموزش و توسعه کارکنان در دستگاهها
6) عدم وجود پایگاه اطلاع رسانی منسجم آموزش و توسعه کارکنان
7) اداره واحدها یا مراکز آموزش ضمن خدمت توسط رؤسای غیر متخصص و غیرحرفه ای
8) نبودن ساختار مناسب اداری مخصوصاً در دستگاههای استانی برای برنامه ریزی آموزش و توسعه کارکنان.
9) مدیریت غیرمنسجم، غيرهدفمند و دخالت ارگانها و سازمان هاي دولتي غيرمرتبط در سياستگذاري، برنامه ريزي و تمشيت آموزش كارمندان از جمله مركز آموزش مديريت دولتي، وزارت كشور، استانداريها (تعارض بين دفاتر توسعه منابع انساني و مديريت آموزش و پژوهش) و موازي كاري و گاهاً تعارض در تصميم گيريها و برنامه ريزي ها
10) انحصاری کردن آموزش کارمندان و مدیران در مراکزی خاص و عدم توانایی در برنامه ریزی و اجرای آموزش های کیفی و اثربخش و فعال نبودن بخش خصوصی جهت ایجاد رقابت.
11) ضمانت اجرایی نداشتن بخشنامه ها، دستورالعمل ها و عدم تمایل دستگاه ها به اجرایی بخشنامه های آموزش
12) بین نظام آموزش کارکنان با سایر نظام های پرسنلی نظیر طبقه بندی مشاغل، حقوق و دستمزد ، ارزشیابی کارکنان ، ارتقاء و انتصاب و غیره به ظاهر ارتباط بر قرار است اما در عمل این اجرا نمی شودو محسوس نیست.
13) نداشتن طرح طبقه بندی مشاغل استاندارد مبتنی بر مدل شایستگی. ( تغییر مکرر مشاغل و پست های کارکنان؛داشتن ابلاغ انشایی، کارمند در یک پست آموزشی می بیند و توانمندمی شود و خلیلی راحت توسط مدیر جابجا می شود).
14) عدم ارزیابی دقیق، کنترل و نظارت بر مؤسسات و مراکز مجري آموزش کارمندان بعد از اينکه صلاحيت آنها مورد تأييد قرار گرفت و مجوز لازم را اخذ نموده اند.
15) عدم وجود و تدوین منابع و محتوای آموزشی کاربردی استاندارد برای اجرای دوره های آموزشی و استفاده از کتب دانشگاهی
16) عدم تدوین شاخصهای استاندارد برای ارزیابی دستگاههای اجرایی مبتنی بر کیفیت انجام فعالیتهای آموزش و تأکید بر کمیت، تأکید بر ارقام و آمار.
17) نداشتن برنامه توسعه نیروی انسانی در سطح کلان و در دستگاهها در راستای چشم انداز نظام، و نداشتن راهبرد نوین ، دقيق و مشخص برای هدايت و توسعه منابع انسانی در جهت مأموريت ها.
18) عدم نظارت رسمي و غير رسمي از ميزان دستيابي به هدفهاي از پيش تعيين شده نظام آموزش و توانمندسازی کارمندان.
19) عدم شمول قوانین و مقررات مربوط به آموزش بر همه دستگاهها و برخورد سلیقه ای و چندگانه با مسأله آموزش و توسعه کارکنان.
20) عدم توجه به امر آموزش، توسعه و توانمندسازی کارکنان در برنامه پنجم توسعه و ضوابط اجرایی بودجه سالانه کشور.
21) منطقی نبودن ساختار دوره های آموزشی پیش بینی شده در نظام آموزش کارکنان.
22) عدم وجود الگوی جامع و استاندارد برای شناسایی نیارهای آموزشی کارکنان
23) عدم وجود الگوی جامع و استاندارد برای ارزشیابی دوره های آموزشی ( ارزشیابی فراگیر، ارزشیابی مدرسین، بررسی اثربخشی برنامه های آموزشی و غیره).
24) شفاف نبودن ضوابط و مقررات اجرایی نظام آموزش کارمندان از جمله شرایط و فرایندهای اخذ گواهینامه های نوع دوم .
25) عدم وجود نظام یا سیستم نظارت و کنترل بر عملکرد آموزشی دستگاههای اجرایی.
۲۶) عدم استفاده از مدرسین باتجربه، توانمند و متخصص برای ارائه آموزش ها و نداشتن استراتژی مناسب در این زمینه.
آموزش و توسعه منابع انسانی...
ما را در سایت آموزش و توسعه منابع انسانی دنبال میکنید
برچسب: آسیب ها و موانع اتحاد ملی, نویسنده: بازدید: 243 تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 19:21